گفت و گوی مفصل سایت گل با شماره هشت تاریخی پرسپولیس - ناصر محمدخانی :ما دهه شصتی ها سوختیم
گفت و گوی مفصل با شماره هشت تاریخی پرسپولیس - ناصر محمدخانی :ما دهه شصتی ها سوختیم.

به غير از اينكه نوك خوب نداريم. گوش كلاسيك خوب هم نداريم كه پاس گل بدهند. از كنارهها تو بزنند و پنالتي بگيرند، به خدا زمان بازيگري ما علي پروين، درخشان و من هر كدام از يك طرف به دروازه حريف حمله ميكردند. نميگذاشتيم تماشاگر يك لحظه سرجايش بنشينند، مدام بلندشان ميكرديم آنقدر در 20 دقيقه اول فشار ميآورديم كه هيچ كس فرصت نشستن پيدا نميكرد
ادامه مطلب...
دربي كه نزديك ميشود نشستن پاي صحبتهاي بهترينهاي اين مسابقه تاريخي جالب توجه خواهد بود. بدون شك شنيدن حرفهاي فوتباليستي كه يقيناً يكي از برترين بازيكنان تاريخ فوتبال ايران و شايد بهترين مهاجم تمام اين سالها شناخته ميشود، خواندني باشد. ناصر محمدخاني نابغه چپ پاي فوتبال ايران كه خودش ميگويد:«متعلق به همان نسل سوخته دهه شصتيهاست» مثل تمام فوتباليستهاي آن دوره خوش سخن و شيرين گفتار است. البته مسائلي را مطرح ميكند كه در مقام مقايسه با وضعيت فعلي فوتبال ايران و بازيكنانش تنها آه و افسوس را نصيب فوتبالدوستان خواهد كرد.
*آقاي محمدخاني دربي نزديك است و دوست داريم در اينباره با شما صحبت كنيم؟
قبل از دربي بايد به بازي ملوان اشاره كنم اين بازي را از تلويزيون ديدم. پرسپوليس نتيجه خيلي بدي گرفت و نبايد در چنين موقعيت حساسي و در تهران به ملوان ميباخت. هميشه گفتهاند بازي قبل از دربي براي اين دو تيم بزرگ اهميت فوقالعادهاي دارد و برد در اين مسابقه ميتواند هر يك از آنها را در شرايط خوبي نگه دارد اما اگر اين بازي با باخت همراه باشد فشار تماشاگران و مسائلي كه بعد از باخت به وجود ميآيد اوضاع تيم را به هم ميريزد. هميشه علي پروين به من ميگفت ناصر بايد اين بازي قبل از استقلال را ببريم تا مقابل تماشاچيها سرمان را بالا بگيريم. الان وضعيت پرسپوليس با اين باخت از نظر روحي رواني به هم ميريزد و كار سخت ميشود. استقلال بازي خودش را مساوي كرده و باز هم بازيكنان اين تيم ميتوانند سرشان را بالا بگيرند. اما باخت به ملوان آن هم در زمين خودي تأثيرش را در بازي با استقلال نشان خواهد داد، ميدانم الان بازيكنان پرسپوليس داغان هستند و استرس دارند اگر برده بودند اينطور نميشد ما خودمان اين درد را كشيدهايم و دقيقا الان ميدانم اوضاع تيم پرسپوليس و بازيكنانش چطور است.
*پس شما بازيهاي پرسپوليس را كماكان تعقيب ميكنيم؟
بله، از طريق تلويزيون ميبينم. يك بار سه، چهار سال پيش و در بازي خداحافظي عابدزاده رفتم استاديوم اما باورتان نميشود هيچ چيز از بازي را نديدم چون مردم من را شناختند و همه با من صحبت ميكردند. وقتي شناخته شدم گفتم بيچاره شدم و تا آخر بازي نفهميدم چه اتفاقاتي داخل زمين افتاد.
*نميخواهيد باز هم به استاديوم برويد؟
نه از طريق تلويزيون بازيها را دنبال ميكنم. اينطوري سروصدا كمتر است و راحتتر ميتوانم بازي را ببينم. البته ما تيممان را دوست داريم و نسبت به آن تعصب داريم هر چه نباشد 12،13 سال پرسپوليسي بوديم. هم برايش بازي كرديم هم مربياش بوديم. در تمام غمها و شاديهاي اين تيم حاضر بوديم.
*حالا به نظر شما در اين دربي چه اتفاقاتي ميافتد؟
آقاي دايي در اين بازي كار سختي دارد. چرا كه از نظر روحي رواني بايد تيمش را آماده اين بازي كند براي اين مسابقه خيلي مهم است كه تيم در شرايط روحي نسبتاً خوبي باشد چرا كه در اين صورت راحت ميتواند بازي كند. اما اگر شرايط رواني مساعد نباشد فشار تماشاگر، مطبوعات و صداوسيما كار را سخت ميكند.
*به نظر شما الان وضعيت استقلال بهتر يا پرسپوليس؟
هر دو تيم خوباند اما پرسپوليس يك كم سرتر است. درست است كه مقابل ملوان بد بازي كردند و باختاند اما ميتوانند استقلال را شكست دهند البته استقلال هم مهرههاي خيلي خوبي دارند و تقريبا از اين لحاظ در شرايط متعادلي با پرسپوليس قرار دارد.
*ميگويند در خط حمله بازيكنان استقلال خطرناكترند.
اين بازي خيلي به مهرهها ربطي ندارد كار گروهي مهمتر است. اينكه در دفاع شرك كني، پوشش خوب بدهي، از حملات و ضدحملات خوب استفاده كني و ... در بازيهاي سنگين موقعيت زيادي نصيب تيمها نميشود و نهايتاً يكي، دو فرصت گير هر تيم ميآيد چون جنگ ميان ميدان به هيچ يك از دو تيم اجازه نميدهد كه خطوط تيمها با هم ارتباط برقرار كنند و بازيكنان هر تيم فضاهاي حمله تيم ديگر را ميگيرد. تمام اين بازي يك جنگ است و در هر چند مسابقه يكبار اين بازي خوب از آب درميآيد.
*بهترين خاطره از بازي مقابل استقلال چيست؟
مربوط ميشود به همان بازي سال 65 كه ما 3 بر صفر برديم. من هم گل زدم و هم پنالتي گرفتم و همان سال هم قهرمان شديم. يك بار هم يادم نميآيد چه سالي بود يك گل زدم و جلو افتاديم و در ادامه بايد دو، سه گل ديگر هم ميزديم اما در دقايق پاياني گل خوردم و يك بر يك مساوي شد. آن مسابقه هم جالب و تماشايي بود و 110هزارنفر تماشاچي داشت.
*آن زمان هم براي استقلالها كري ميخوانيد؟
نه، در آن دوره ما با بازيكنان استقلال مدام در اردوهاي تيم ملي بوديم و رفيق هم به حساب ميآمديم. شاهين، شاهرخ، اصغر، چنگيز با اينها رفيق بودم درست مثل بازيكنان پرسپوليس چون در عين حال و به صورت همزمان 6،7 تا از ما و 6،7 استقلالي در اردوي تيم ملي حاضر بوديم و در مشكلات هم دست همديگر را ميگرفتيم.
*الان همه ميگويند كيفيت بازيكنان فوتبال ايران نسبت به دوران شما بسيار پايينتر آمده فكر ميكني مشكل از كجاست؟
نميدانم بايد اين درد را كارشناسان شناسايي كنند. تازه آن زمان ما اين امكانات را نداشتيم و براي تيمهايمان مجاني بازي ميكرديم. فقط عشق به فوتبال بود، باورتان نميشود من اصلا به فكر آيندهام نبودم، اصلا پول جمع كردن فكر نميكردم. فقط دنبال اين بودم كه بروم يك بازي خوب انجام بدهم و گل بزنم. در طول سال پولهاي خيلي كمي ميگرفتيم مثلا 5هزار تا 10هزارتومان وقتي هم قهرمان ميشديم، مثلا چيزي حدود 20هزارتومان ميگرفتيم كه آن هم سالي يك بار بود و از درآمد بازيها به دستمان ميرسيد.
*ميداني از كل دوران فوتبالتان چقدر پول درآورديد؟
هيچي، ما مجاني بازي ميكرديم. شايد آخرين پولي كه در دوران بازيگري گرفتم يك ميليون تومان بود البته در دوره مربيگري در دهه هفتاد يك مقدار پول بيشتر ميدادند. اما در اوايل دهه شصت حقوق ما 3هزارتومان بود.
*اگر بازيكني با كيفيت شما الان بازي ميكرد قيمتش چقدر بود؟
نميدانم. ناصر ابراهيمي هر وقت من را ميبيند ميگويد تو بايد 10 سال ديرتر به اين فوتبال ميآمدي و در اروپا بازي ميكردي. آلمان هم نه؛ انگليس يا اسپانيا.
*واقعا هيچ وقت موقعيتش پيش نيامد كه به اروپا برويد؟
چرا. من و حميد درخشان با هم رفتيم آلمان اما شايعات آنقدر زياد بود كه مجبور شديم خيلي زود برگرديم. آن زمان كيهان هوايي در لندن چاپ ميشد و شايعات زيادي در مورد ما نوشت. نوشتند اين دو نفر در آلمان پناهنده شدهاند و مسائلي كه الان زمان گفتنش نيست. هر دقيقه از تهران به ما زنگ ميزدند كه برگرديد، گفتنند تيم ملي با كره شمالي بازي دارد و پخش مستقيم ميشود بياييد بازي كنيد تا مردم بدانند كه برگشتهايد. ما هم برگشتيم و در مشهد مقابل كره شمالي بازي كرديم. بازي هم از تلويزيون پخش شد و همه ديدند كه به ايران برگشتيم.
*قبول داريد اگر در آلمان ميمانديد زندگيتان متحول ميشد؟
بله. اما نگذاشتند بمانيم در تهران جو عليه ما بود. ما رفتيم آرمينا بيلفلد اگر دو سال در بوندسليگا بازي ميكرديم به اندازه 50 سال فوتبال ايران و 20 سال بازي در قطر پول درميآورديم آن زمان هم قراردادهاي آلمان حرفهاي بود و براي بازيكنان 3،4 و 5 ميليون مارك ميدادند.
*پس كلاً فوتباليست بدشانسي بوديد؟
واقعا شانس نداشتيم. ما دهه شصتيها نسل سوخته به حساب ميآييم. خب دهه جنگ بود و مشكلات زيادي وجود داشت. صدام پدرسوخته با حمله به ايران تمام عمرم را نابود كرد اگر جنگ نبود ما قراردادهاي بهتري ميبستيم و وضعيت زندگيمان بهتر ميشد.
*خيليها معتقدند شما بهترين مهاجم فوتبال ايران هستيد؟
نه بابا. از ما بهتر هم خيليها بودند.
*مثلا چه كسي؟
مثلا همين آقاي دايي.
* ديگر چه؟ آيا مهاجمان خوبي بعد از شما معرفي شدند؟
چند سال پيش بود كه من را به عنوان مهاجم در همين روزنامهها انتخاب كردند كه واقعا نظر لطفشان بود. از همه آنها ممنونم.
*قبول داريد فوتبال ايران با كمبود مهاجم تراز اول مواجه است؟
بله، به غير از اينكه نوك خوب نداريم. گوش كلاسيك خوب هم نداريم كه پاس گل بدهند. از كنارهها تو بزنند و پنالتي بگيرند، به خدا زمان بازيگري ما علي پروين، درخشان و من هر كدام از يك طرف به دروازه حريف حمله ميكردند. نميگذاشتيم تماشاگر يك لحظه سرجايش بنشينند، مدام بلندشان ميكرديم آنقدر در 20 دقيقه اول فشار ميآورديم كه هيچ كس فرصت نشستن پيدا نميكرد و همهمه عجيبي در ورزشگاه به راه بود.
*جالب است بعضي قديميها ميگويند با وجود علمي شدن فوتبال امروز، فوتبال زمان شما سريعتر و ديدنيتر بود.
درست است كه الان از نظر كيفي فوتبال بهتر شده و تاكتيكهاي جديد و سيستمهاي نوين آمده اما مثلا بازي تركيبي آن موقع هم بود. يك زمان من، حميد و عباد با هم پاسكاري ميكرديم و حركت در نهايت يك حمله ميشد. اين همين كار تركيبي بود فقط اسمها عوض شده الان مثلا سيستمهاي 1ـ3ـ2ـ4 يا سيستمهاي پيچيدهتري آمده اما ما همان زمان با سيستمهاي خودمان نتيجه ميگرفتيم. در شهرستان 2ـ4ـ4 و در تهران 3ـ3ـ4.
*بهترين گلهاي ملي و باشگاهيتان كدام بود؟ اصلا ميدانيد چند گل براي پرسپوليس زدهايد؟
دقيقا نميدانم، تعدادش را نشمردهام. از سال 60 تا 72 دوازده سال براي پرسپوليس بازي كردم و در فينال باشگاههاي تهران سال 65 به شاهين يك ضربه كاشته قشنگ زدم. در تيم ملي هم به چين و ژاپن دو كاشته خوب را گل كردم.
*عجيب بود كه هم با حركات انفرادي، ضربات سر، ضربه ايستگاهي و شوت گل ميزديد.
ديگر همهاش شانسي بود. آنهايي كه با پا ميزديم از پايمان در ميرفت و ضربات سر به سرمان ميخورد و ميرفت داخل گل.
*براي زدن ضربات ايستگاهي تمرين اختصاصي داشتيد؟
بله، ما در باشگاههايمان كار ميكرديم. سال 50،51 كه من در بانك ملي بودم آقاي نايب رویین دل مربيمان بود و هميشه ما را مقابل گلرها ميگذاشت، موقعيتهاي تك به تك را تمرين ميكرديم و ضربات ايستگاهي ميزديم. متأسفانه الان فوتبال ما براي هيچ پستي تمرين اختصاصي گذاشته نميشود و اين هم يكي از مشكلات پايين آمدند كيفيت بازي بازيكنان است.
*شما كه اينقدر به مسائل فني آگاهيد، چرا دوباره مربيگري نميكنيد؟
فعلا شرايط روحيام خوب نيست. شايد اگر بهتر شدم دوباره مربيگري را پي گرفتم. فعلا كار آزاد دارم در يك مغازه نقلي در چهارراه استانبول كار پوشاك انجام ميدهم.
*اما بعضي از هم دورهايهاي شما مشكلات مالي زيادي دارند و از اينكه به آنها توجه نميشود ناراحتند.
به هر حال بايد به همه آنها رسيدگي شود. آنها عمرشان را براي فوتبال گذاشتند الان يك بازيكن جوان براي يك سال فوتبال 400،500 ميليون تومان پول ميگيرد اما خيلي از آنها در 15 سال بازي 5 ميليون هم گيرشان نيامده، اين عدالت نيست. بايد به مشكلات اينها رسيدگي شود چون از اين وضعيت عذاب ميكشند.
*به نظر ميرسد حضور شما در قطر وضعيت ماليتان را بهتر از برخي از هم دورههايتان كرد.
بله،همان چند سال كه من در قطر بودم باعث شد كه وضع ماليام خوب شود. با اين حال بايد به افرادي براي فوتبال زحمت كشيدهاند حتما رسيدگي شود، ما بوديم كه پرسپوليس را نگه داشتيم تا فوتبال به الانيها برسد آن زمان نه باشگاه داشتيم، نه زمين، نه امكانات. صندوق عقب يك تاكسي كه مال تداركاتچي تيم بود همه چيز تيم ما به حساب ميآمد؛ هم توپ، وسايل تمرين لباسها، دفتر و دستك و هم چيزمان آنجا بود ما اينطوري فوتبال را نگه داشتيم.
*حتما برنامه نود هفته قبل را ديدهايد.
بله، آنها به عشق مردم فوتبال بازي كردند اما الان نبايد به اين سختي زندگي كنند. آنها عمر و جوانيشان را براي فوتبال گذاشتند آن زمان جنگ بود بايد چكار ميكردند. الان بايد براي آنها جبران كنند آن عشق بايد يك طور جبران شود.
*شما گفتيد مربي هستيد مدركتان چيست؟
من مدرك A آسيا دارم. اتفاقا جزو اولين سري كساني بودم كه 10،12 سال پيش اين مدرك را گرفتم. ما يك ماه در ورزشگاه آزادي و زيرنظر سوبراما نيام مالزيايي كه خودش مسئول آموزش اي اف سي بود كلاس تئوري و عملي ديديم. آن زمان محصص و معيني نميتوانستند مدرك a بدهند آنها بي يو سي ميدادند و بعد يك دوره گذراندن تا بتوانند به مربيان ايراني مدرك A بدهند.
*حتما به خاطر آن اتفاقي كه براي همسرتان افتاد برايتان سخت بود كه فوتبال برگرديد؟
بله، ديگر اين اتفاق دل و دماغ كار كردن را از ما گرفت، عيبي ندارد حتما قسمتمان همين است. توكلمان به خداست و هر چه او بخواهد همان ميشود ما از فرداي خودمان خبر نداريم. شايد يك روزي تيمي من را خواست ما هم رفتيم آنجا تا مربيگري كنيم.
*چند سال مربي بودي؟
من كمك علي آقا بودم. از سال 72 تا 81. به غير از ايشان با متك كوويچ و استانكو هم كار كردم.
*ممكن است روزي سرمربي پرسپوليس شويد؟
نميدانم قسمت هر چه باشد همان ميشود.
*ميگويند تيم بزرگ بايد فرد بزرگي را بالاي سرش ببيند؟
نه بابا، ما كوچك همه هستيم خاك زيرپاي همهايم و هيچ توقعي نداريم. *از اينكه باشگاه پرسپوليس به شما و پيشكسوتان ديگر اهميت نميدهد ناراحت نيستيد؟ نه مشكلي نيست. هر كسي براي خودش مشكلاتي دارد ما هم توقع زيادي نداريم، همين كه روزنامهنگارها زنگ بزنند ديگر توقعي نداريم.
*هنوز هم فوتبال بازي ميكنيد؟
بله، در مسابقات پيشكسوتان بازي ميكنم. اتفاقا امروز هم بازي داشتيم اما چون سرما خورده بودم نرفتم، اتفاقاً شرايطم هم بد نيست و به آن صورت چاق نشدهام كمي تمرين داريم و با تيم احساس شهرري تيم بچه محلهايمان بازي ميكنيم.
*آقاي محمدخاني ما هر روز غصه اين را ميخوريم كه چرا يك فوتباليست امروز با نيمي از تواناييهاي شما هم پيدا نميشود.
عيب ندارد، اينها هم با تجربه ميشوند و وقتي پخته شدند فوتبال ايران را سربلند ميكنند.
*براي دربي يا بازيهاي بعدي پرسپوليس به استاديوم نميآييد؟
چرا ميروم اما زمانش معلوم نيست. ولي در خانه راحتترم اما اگر جاي خوب باشد به استاديوم هم ميروم شايد بيايم و جاي خبرنگارها بنشينم آنجا سروصدا كمتر است و راحتتر ميشود بازي را ديد.
*راستي با هم دورهايهاي خودتان در پرسپوليس ارتباط داريد؟
بله، اكثراً بچهها را ميبينم يا با هم حرف ميزنيم. حميد، پنجي، مايلي، ضيا و مجتبي محرمي را كما بيش ميبينم و با هم ارتباط داريم.
*و حرف آخر؟
همين كه در مورد پيشكسوتان و بازيكنان هم نسل من اشاره كردي خوب بود. آنها عمرشان را گذاشتند براي اين فوتبال و حالا خوب است كه به زندگي آنها رسيدگي شود